تبلیغات
khalvatgahe-khorshid - مراقب امتحانات روزمرهٔ الهی باشیم
khalvatgahe-khorshid
خوب ترین خبر

       مراقب امتحانات روزمرهٔ الهی باشیم 

امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) می‌فرمایند: «إِنَّ الْمِسْكِینَ رَسُولُ اللَّهِ فَمَنْ مَنَعَهُ فَقَدْ مَنَعَ اللَّهَ وَ مَنْ أَعْطَاهُ فَقَدْ أَعْطَى اللَّه؛ شخص 

نیازمند، فرستادهٔ خداست؛ هرکس او را رد کند، خدا را رد کرده و هرکس به او چیزی ببخشد، به خدا بخشیده است» (نهج‌البلاغة، حکمت 304).

دقت کنیم! گاهی یک فقیر از طرف خدا برای تست ما می‌آید؛ اگر تست را خوب بدهیم، اوضاع ما تغییر می‌کند؛ حتی گاهی او فقیر واقعی نیست ومَلکی از ملائکهٔ خداست که در قالب یک گرفتار یا یک فقیر برای امتحان کردن ما می‌آید

 به این نمونهٔ واقعی توجه کنید. فردی که شغل میکانیکی دارد، می‌گفت:


سال‌ها پیش هرچه می‌کوشیدم، وضعم خوب نمی‌شد و کارم نمی‌گرفت. روزی یک زن کولی آمد و گفت که مُهره مار دارد و خواست از او بخرم؛ رد کردم و گفتم: خدایا! من به مهره مار متوسّل شوم؟! هیهات!

چند دقیقه بعد، یک پیرمرد با ریش سفید آمد و گفت: پسرم من گرسنه‌ام، از آن چلوکبابی برایم یک غذا می‌گیری تا بخورم؟ با اینکه موتور یک ماشین را پیاده کرده بودم و خیلی کار داشتم، این کار را کردم. وقتی سیر شد، دعا کرد و گفت: خدا کمکت کنه و به کارت رونق بده.

یک هفته بعد صاحب مغازه آمد و گفت: من می‌خواهم به آمریکا بروم، تو همین اجاره‌ای که می‌دهی، مقدار کمی روی آن بگذار و بده تا به‌عنوان قسط مغازه حساب کنم؛ بعد از دو سال می‌آیم و سند مغازه را به نامت می‌کنم؛ این‌طوری صاحب مغازه شدم.

یک روز هم یک بنگاهی که ماشینش را درست کرده بودم، آمد و گفت: یک خانهٔ خوب هست و صاحبش حاضر است که از دم قسطی بفروشد. تو هم که می‌توانی قسط بدهی، بیا؛ این‌طوری هم صاحب خانه شدم.

همه‌چیز خوب بود؛ تا اینکه یک روز که سرگرم کار بودم، آدمی با لباس فقیرانه آمد و  گفت: ماشین من  500 متر پایین‌تر خراب شده، بیا و بزرگی کن، خودت اون رو بیار و درستش کن؛ پول هم ندارم! امّا کار می‌کنم و کم‌کم می‌دهم.

با اوقات تلخی گفتم: این‌همه مکانیکی در این راستۀ خیابان هست، به یکی دیگه بگو! من وقت ندارم و شاگردانم هم سرشان شلوغ است.

بالاخره جوابش کردم. داشت می‌رفت، رو کرد و گفت: خوب چلوکباب می‌دهی به مردم، امّا موقعی که ندار هستی!

 تا به خودم آمدم و دنبالش دویدم، واقعاً آب شد و رفت تو زمین!

از آن روز وضعم روز به روز خراب‌تر می‌شه! مغازه را دائم دزد می‌زنه، ماشین‌ها درست تعمیر نمی‌شن، مشتری‌هام کم شدن و خلاصه رو به قهقرا هستم!

 بله دوستان، خدا اوّل یه تست گرفت و خوب جواب داد، پس روزیش رو زیاد کرد؛ بعداً دوباره مثل نهادهای نظارتی(!) بهش سر زد و ازش تست گرفت، رفوزه شد و دوباره وضعش خراب شد.

                             مراقب امتحانات روزمرهٔ الهی باشیم !


========================

برای رفتن به صفحه اصلی برروی  خوب ترین خبر کلیک کنید





نوع مطلب : قرآن وحدیث ، فرهنگی و اخلاقی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 26 دی 1397 01:26 ق.ظ
سلام ... خیلی متن جالبی بود ... رَد راستی ، رَد خویشتن است . اُرد بزرگ
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ

به نام خدایی كه انسان را مسافر كاروان انتظار گردانید.

سلام اى گل نرگس، اى كه شیرین ترین انتظار، انتظار تو، وبهترین منتظر، منتظرتوست .

... سلام ای خوبترین خبر

آقاجان !

اگرچه روسیاهیم و از روی شما شرمنده ،اما هرصبح جمعه ، کوچه های دلمان را آب وجارومی کنیم و انتظارآمدنت رامی کشیم و زیر لب زمزمه می کنیم که : شایداین جمعه بیاید شاید
پرده ازچهره گشاید شاید

*****
سلام براهالی دل ودوستان خوبم
به وبلاگ " خلوتگه خورشید" خوش آمدید.
دراین وبلاگ ، میزبان دیدگان مهربان شما خوبان هستم ومی خواهم خانه دلی رابناکنم برای
دوستان وهمراهان هم فکرو هم دل.
خوشحال می شوم این وبلاگ راخانه خودتان بدانید
و با نظرات خوب و ارزشمندتان برای ادامه راه کمکم کنید.
تصمیم دارم به امید و یاری خدای مهربان و همراهی شما
خوبان باصفا ، مطالبی پیرامون مهدویت و وجود مقدس
حضرت ولی عصر (عج)و سایر موضوعات مفید وموردنیاز،
خدمت دوستانم تقدیم کنم .
امید که توفیق ، رفیق راهم باشد
یاعلی مدد

مدیر وبلاگ : نورالدین قدیمی
مطالب اخیر
نظرسنجی
مطالب این وبلاگ را ازنظر غنی بودن وپاسخ گویی به نیاز مخاطبان چگونه ارزیابی می کنید








جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :